وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بِهِ وَلَا تَحْنَثْ ۗ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا ۚ نِعْمَ الْعَبْدُ ۖ إِنَّهُ أَوَّابٌ
سوره مبارکه ص، آیه 44
و (ایوب را گفتیم) دستهای از چوبهای باریک (خرما) به دست گیر و (بر تن زن خود که بر زدنش قسم یاد کردی) بزن و عهد و قسمت را نشکن (و زن را هم بی گناه نیازار) ما ایوب را بنده صابری یافتیم، نیکو بندهای بود که دایم رجوع و توجهش به درگاه ما بود. (ترجمه مرحوم الهی قمشهای)
- ضغث: (بكسر اوّل) دسته علف و تركه، و بفتح اول به معنى مخلوط كردن است.
- لا تحنث: حنث: گناه. شكستن عهد و قسم. «لا تنحث» عهد نشکن. (تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج9، ص234)
وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنْثِ الْعَظِيمِ
سوره واقعة – آیه 46
و بر گناهان بزرگ اصرار میورزیدند. (ترجمه استاد مکارم شیرازی)
حنث: گناه. طبرسى آن را نقض عهد فرموده و از ديگران نقل مىكند كه به معنى گناه است، قاموس، گناه و شكستن عهد و مانند آن گفته است. (تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص524)
وَآتُوا الْيَتَامَىٰ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ ۖ وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَىٰ أَمْوَالِكُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا
اموال یتیمان را [پس از رشدشان] به آنان بدهید، و [اموال] پست و بی ارزش [خود] را با [اموالِ] مرغوب و با ارزش [آنان] عوض نکنید؛ و اموالشان را با ضمیمه کردن به اموال خود نخورید؛ زیرا آن گناهی بزرگ است.
حوب: گناه. أبو ايّوب انصارى خواست زن خود را طلاق دهد. حضرت فرمود: انّ طلاق امّ ايّوب لحوب. طلاق مادر ايّوب گناه است . اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است. (تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی)
🔹کلمه “مفاز” سه بار در قرآن کریم بکار رفته است:
💐 … فلا تحسبنهم بمفازه من العذاب و … آل عمران/188
💐و ینجی الله الذین اتقوا بمفازتهم … زمر/61
💐ان للمتقین مفازا نباء/31
🔹آیت الله قرشی در قاموس قرآن به نقل از “مصباح” و همچنین مرحوم شیخ عباس قمی در “الدر النظیم فی لغات القرآن العظیم”، “فوز” را از “اضداد” بیان نموده و معنای “هلاکت و نابودی” را نیز بر آن لحاظ و “مفازة” را “موضع هلاک” بیان کرده اند.
🌱مفازة را از این دیدگاه “بیابان” نام نهاده اند که مهلکه است.
🔸مفاز، “رسیدن به همه خواسته ها” می باشد. چیزی که در دنیا وجود ندارد. از این منظر، کامیابی کامل فقط با نعمات آخرت، میسر است.
🔹از نظر علامه طبرسی، “فوز” و “فلاح” و ” نجاح”، نظیر هم هستند.
🔸قرآن کریم فوز را در خشنودی خدا، طاعت خدا و رسول خدا، ورود به جنت، بودن با نیکان و مصون بودن از گناهان می داند.
🔹از دیدگاه صاحب قاموس قرآن(آیت الله قرشی)، به قرینه “مرصاد(کمینگاه)” و “حدائق(باغها) ” در ایات قبل و بعد؛ اسم مکان برای “مفاز” شایسته تر است.🌷
- كاس: ظرف را كه شراب در آن باشد كاس گويند «الاناء بما فيه من الشراب» به شراب تنها و ظرف تنها و ظرف تنها نيز كأس گفته مىشود چنان كه در اقرب الموارد آمده است.
- دهاق: دهق: پر كردن. دهاق در آيه ظاهرا مصدر به معناى مفعول است يعنى: كاسه پر شده.
تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج12، ص41
اَوّاب صیغه مبالغه است یعنی بسیار رجوع کننده (اِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ اِنَّهُ اَوَّابٌ)
این کلمه پنج بار در قرآن آمده است، و آن صفت کسانی است که پیوسته به اطاعت و استغفار و دعا و ترک معاصی به سوی خدا رجوع میکنند،
اوّابین جمع اوّاب است (فَاِنَّهُ کانَ لِلْاَوَّابِینَ غَفُوراً)
در حالات حضرت داود هست (یا جِبالُ اَوِّبِی مَعَهُ وَ الطَّیْرَ)
یعنی «ای کوهها و ای پرندهها با او تسبیح برگردانید و هم آواز شوید»، در جای دیگر هست (اِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ الْاِشْراقِ وَ الطَّیْرَ مَحْشُورَةً کُلٌّ لَهُ اَوَّابٌ)
«ما کوهها را مسخّر کردیم که با او صبح و شام تسبیح میکردند و پرندگان را نیز مسخّر کردیم که دسته جمعی با او هم آواز بودند». از این آیات روشن میشود که کوهها و پرندگان در تسبیح، خدا با داود هم صدا میشدند، تمام موجودات خدا را تسبیح میکنند لکن ما تسبیح آنها را نمیفهمیم
(وَ اِنْ مِنْ شَیْءٍ اِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ)
«کوهها و پرندگان که در تسبیح با او هم صدا میشدند آیا دیگران نیز میشنیدند و میفهمیدند؟ خدا میداند».
کر و لال
منبع: https://vajehyab.com
دورغ میگویند.